دو سال از درگذشت شهرام شیدایی گذاشت.
شعری از او و مطلبی به مناسبت دومین سال درگذشتش:

نیاز به یک کلمه دارم
کلمهای که مرا از روی زمین بردارد.
من مثل ساعتی مریضم
و به دقت درد میکشم
سکوت تانکیست
که بر زمین فکرهایم میچرخد و
علامت میگذارد
از روی همین علامتها دکتر
نقشه جغرافیایی روحم را روی میز میکشد
و با تاثر دست بر علامتها میگذارد:
ـ چه چالههای عمیقی!
ناگهان نقشه نفس میکشد
میز تکان میخورد
و دکتر فریاد: جنگ جهانی ِ ...
خلوتِ پارک.
پیرمردی، آرام روی نیمکتْ کنارم مینشیند
بیمقدمه: یک نفر جاسوس
ـ سرش را به اینور آنور ـ
یک نفر جاسوس به خوابهایم وارد شده.
کلاغی از روی درخت، مثل یک سنگ پایین میآید
مینشیند بر شانهاش
و در گوشش با صدای آدم داد میکشد:
ـ احمق! باز که تو حرف زدی.
چیزی دیوانهها را گاز میگیرد
و تماشاچیها کف میزنند.
«نیچه» گوشهای در گوش کسی زمزمه میکرد:
ـ من راننده یک تانکم.
۱۳۷۴/۶/۲
چاپ شده در کتاب خندیدن در خانهای که میسوخت/ چاپ دوم/ نشر کلاغ سفید/ ص: ۵۳
شعری از او و مطلبی به مناسبت دومین سال درگذشتش:
یادی از شهرام شیدایی در سالگرد درگذشتش
شعری از شهرام شیدایی
نیاز به یک کلمه دارم
کلمهای که مرا از روی زمین بردارد.
من مثل ساعتی مریضم
و به دقت درد میکشم
سکوت تانکیست
که بر زمین فکرهایم میچرخد و
علامت میگذارد
از روی همین علامتها دکتر
نقشه جغرافیایی روحم را روی میز میکشد
و با تاثر دست بر علامتها میگذارد:
ـ چه چالههای عمیقی!
ناگهان نقشه نفس میکشد
میز تکان میخورد
و دکتر فریاد: جنگ جهانی ِ ...
خلوتِ پارک.
پیرمردی، آرام روی نیمکتْ کنارم مینشیند
بیمقدمه: یک نفر جاسوس
ـ سرش را به اینور آنور ـ
یک نفر جاسوس به خوابهایم وارد شده.
کلاغی از روی درخت، مثل یک سنگ پایین میآید
مینشیند بر شانهاش
و در گوشش با صدای آدم داد میکشد:
ـ احمق! باز که تو حرف زدی.
چیزی دیوانهها را گاز میگیرد
و تماشاچیها کف میزنند.
«نیچه» گوشهای در گوش کسی زمزمه میکرد:
ـ من راننده یک تانکم.
۱۳۷۴/۶/۲
چاپ شده در کتاب خندیدن در خانهای که میسوخت/ چاپ دوم/ نشر کلاغ سفید/ ص: ۵۳
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر