"باید به حال ما و دولت ما گریه کرد"
یونسکو از سال 1972 تصمیم گرفت که آثار تاریخی، طبیعی و فرهنگی بشر را که اهمیت جهانی دارند، در فهرستی جمعآوری کند چرا که آنها را متعلق به تمام انسانهای زمین، فارغ از نژاد، مذهب و ملیت میداند.
ایران در این فهرست 15 سهم دارد؛ از جمله چغازنبیل، تخت جمشید، میدان نقش جهان، تخت سلیمان، ارگ بم، پاسارگاد، گنبد سلطانیه، سنگنبشه بیستون، مجموعه کلیساهای آذربایجان، سازههای آبی شوشتر، بازار تبریز، آرامگاه شیخ صفیالدین اردبیلی، باغ ایرانی، مسجد جامع اصفهان، برج گنبد قابوس. فهرستی که شاید کامل به نظر برسد اما چندباری مایه آزار و دلخوری فرهنگدوستان ایرانی شده است، مخصوصا در زمینه ثبت میراث فرهنگی؛ از جمله وقتی رقص سماع به نام تركيه شد و موسیقی عاشیقلار هم به آذربایجان رسید. کارشناسان فرهنگی معتقد بودند که در این دو مورد لااقل همانند نوروز که مشترکا به نام آذربايجان، هند، قزاقستان، ازبكستان، پاكستان و تركيه ثبت شده، این بار ایران هم شریک باشد.
اما در مورد تار حس مالکیت بیشتری وجود دارد و اعتراض نوازندگان و موسیقیدانان ایرانی بیشتر.یونسکو درباره ثبت جهانی تار به نام آذربایجان گزارش داده که تار نوعی ابزار موسیقی زهی ساخته شده از چوب درخت توت و تو خالی با تارهای بلند است که در سراسر روستاها و شهرهای آذربایجان ساخته میشود.در گزارش یونسکو آمده که این ساز دارای ویژگی سازهای سنتی است و در مراسم مختلف از عروسی و جشن و عیدهای گوناگون و مهمانیهای سنتی گرفته تا کنسرتها و همایشهای امروزین نواخته میشود. این ساز که بدنهای توخالی و ازجنس چوب دارد، به شکل هشت انگلیسی است و به صورت افقی در دستان نوازنده قرار میگیرد. این ساز دارای هفت تار فلزی است که با زخمه نواخته میشود.ایرانیان اما یکی از مهمترین ایراداتی که به این انتخاب وارد کردهاند این است که تفاوت تار ایرانی و آذربایجانی مورد توجه قرار نگرفته و ادعای دوم آن است که تار آذری منشعب از تار ایرانی است و زایش و بلوغ این ساز مدیون موسیقیدانان و نوازندگان ایرانی بوده است.داریوش پیرنیاکان، پژوهشگر و آهنگساز موسیقی ایرانی یکی از نوازندگان زبردست تار است. او معتقد است که این اقدام آذربایجان و یونسکو، یک حمله فرهنگی به ایران است و باید از یونسکو شکایت کرد. او میگوید: "این یک دزدی فرهنگی است، مسئله فقط موسیقی نیست، فرهنگ یک مملکت در خطر است. مسئولان باید یک حرکت حساب شده انجام بدهند. هنوز هم دیر نیست، مدارک و پروندهها را جمع کنند ببرند به یونسکو، مطمئنا خود کارشناسان یونسکو هم میپذیرند که ساز تار متعلق به تاریخ ایران است."او تاکید میکند: "این ساز هیچ ربطی به اران یا همان جمهوری آذربایجان ندارد. اینها اول یک میخ روی دیوار میزنند وبعد دیوار را تصاحب میکنند. سئوال من اینجاست که چرا در برابر چنین اتفاقی مسئولان ما در سازمان میراث فرهنگی و وزارت ارشاد و حتی وزارت علوم ساکت نشستهاند و اصلا توجهی ندارند که این ساز با چه قدمتی در ایران دارد."
یونسکو از سال 1972 تصمیم گرفت که آثار تاریخی، طبیعی و فرهنگی بشر را که اهمیت جهانی دارند، در فهرستی جمعآوری کند چرا که آنها را متعلق به تمام انسانهای زمین، فارغ از نژاد، مذهب و ملیت میداند.
ایران در این فهرست 15 سهم دارد؛ از جمله چغازنبیل، تخت جمشید، میدان نقش جهان، تخت سلیمان، ارگ بم، پاسارگاد، گنبد سلطانیه، سنگنبشه بیستون، مجموعه کلیساهای آذربایجان، سازههای آبی شوشتر، بازار تبریز، آرامگاه شیخ صفیالدین اردبیلی، باغ ایرانی، مسجد جامع اصفهان، برج گنبد قابوس. فهرستی که شاید کامل به نظر برسد اما چندباری مایه آزار و دلخوری فرهنگدوستان ایرانی شده است، مخصوصا در زمینه ثبت میراث فرهنگی؛ از جمله وقتی رقص سماع به نام تركيه شد و موسیقی عاشیقلار هم به آذربایجان رسید. کارشناسان فرهنگی معتقد بودند که در این دو مورد لااقل همانند نوروز که مشترکا به نام آذربايجان، هند، قزاقستان، ازبكستان، پاكستان و تركيه ثبت شده، این بار ایران هم شریک باشد.
منبع نوشته و متن کامل تر:اینجا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر